این هم نظره دیگه!
حالا هم من ۵ نکته خودم رو می نویسم. (اینا اعتراف نیست)
۱: کمی پودر پرمنگنات، چند قطره گلیسیرین و یک انفجار کوچیک که نتیجه اون یک ستون نیم متری مورچه بود.از یه سوراخ کوچیک چند متر اون طرف تر بالا زد.
من شریک جرم بودم و ۹ ساله، جاتون خالی خیلی زیبا بود. آتشفشان مورچه!
راستی بزرگترین جنایتکار تاریخ کی بود؟![]()
۲: از معلم کلاس دومم در دبستان قدس متنفرم. یکبار به دلیل اینکه جلد دفترچه یادداشتم آبی بود یه کشیده زد تو گوشم. تا چند روز جای انگشتای زمختش رو صورتم بود. در ضمن شاگرد ممتاز کلاس بودم.
۳:ازآدمایی که فکر می کنن می تونن خیلی راحت دیگران رو دور بزنن جوری که اونا متوجه نشن بدم می آد.
خودتی...![]()
۴:به شدت به مذهب و سنتی بودن علاقه دارم.اما کاری هم به دیگران ندارم که چرا مذهبی نیستن.![]()
۵:تا مقطع پیش دانشگاهی هیچ علاقه ای به درس نداشتم. حالا بر عکس شده، یکی باید کمکم کنه.![]()
هیچ کسی رو هم دعوت نمی کنم.
نگاه که کنی می فهمند منظورت را.
بعضی دیگر ضعیف ترند.یکی دو واژه لازم دارند تا درک کنند چه می گویی.
گروهی دیگر هستند که باید چند جمله خرجشان کنی تا شاید متوجه شوند،
بگیر نگیر دارد درکشان.
اما عده قلیلی هستند که به هبچ وجه، هیچ نمی فهمند،
آنان افرادی هستند که هیچ یک از وسایل ارتباط جمعی هم
قدرت تفهیم معانی را به آنها ندارند.
همین عده قلیل زندگی دیگران را مختل کرده اند.
کلام مقدس را می گویم.
یکسال صبر کردم،
حالا چیزی نمانده.
شاید این بار ...
اما کلام مقدس را خوب یاد نگرفته بود،
سرگردان شدم.
مطلبی برای
امشب آماده کرده بودم، اما فرصت نشد ثبتش کنم.
اگر عمری بود روزعید ثبت می کنم، ان شاءالله.
اما علی الحساب به همه عزیزانی که زحمت می کشن و به دردونک سر می زنن عید رو تبریک می گم.
شاد باشید.
شراب با من افسرده جان چه خواهد کرد!
(رهی معیری)
خوش آمدی.
سرد باش و سپید.
