همه نزدیک شدن سال جدید رو تبریک می گن.
قصدم این بود که آخرین پست سال رو با شعر تموم کنم تا اینکه چند روز قبل تو مجلسی این چند بیت رو شنیدم. ابیاتی که در وصف حضرت حجت ابن الحسن (عج) هستن.
اما اون ابیات، شنیدنی بودن...
...آیا دوباره مثل همان سال های پیش
امسال هم بدون تو تحویل می شود؟
اما،
امسال هفت سین اهورایی بهار
موعود، با سلام تو تکمیل می شود...
انشاءالله
همیشه خوش باشین.
با اهل زمانه صحبت از دور نکوست
آن کس که به زندگی تو را تکیه به اوست
چون چشم خرد بازکنی دشمنت اوست
خیام
اگر نباشد گویم «او کو؟»
هستی
که باشی...
آنجا عقل حجاب است و دل حجاب و سر حجاب.
عقل سست پای است. از او چیزی نیاید. اما او را هم بی نصیب نگذارند.
حادث است و حادث تا به در خانه راه برد، اما زهره ندارد که در حرم رود.
نشد بگم، اما حالا می نویسم.
ننوشتن دلیل بر کلاس گذاشتن و لوس بازی و این حرفا نیست. کمی استراحت خوبه. همین.
در ضمن اگر می نویسم که دیگه تا مدتی نمی نویسم، دلیلش اینه که وقتی دوستان زحمت می کشن و به دستنویس سر می زنن نبینن که اینجا تار عنکبوت بسته، باز هم همین.
اما بگم که مشتاقانه منتظر کتاب خانم مهناز چتر فیروزه هستم. کتاب زیباییه. تا سال جدید چاپ میشه.
انشا الله.