۲:اجرک الله یا بقیة الله فی مصیبت جدک الحسین(ع)
۳:ما و شهری که این روزها تمام سیاهپوش و عزاداریم چرا بقیه سال عاشورا و کربلا رو از یاد می بریم؟

والسلام
اشعاری که کربلا را روایت می کنند.
ابیاتی که هر یک دلنشین تر و پر سوز از تر از دیگری است.
این دو بیت تقدیم به همه دوستانی که این شب ها در "بزم محبان" شرکت می کنند.
...
نیست صاحب همتی در نشاْتین همقدم عباس را بعد از حسین
در هواداری آن شاه الست جمله را یک دست بود او را دو دست

میایستم، میایستی.
بر میگردم، میگریزی.
لعنت به این فاصله که هیچ وقت کم نمیشود.
چند ساعت ديگه ميرم جايی كه خاطرات زيادي رو اونجا به يادگار گذاشتم.
فكر كنم همشون سالم مونده باشن زير برف.
اين بارتنها با «ياد» همسفرم.
برف نو،
سلام،سلام!
بنشین.
خوش نشسته ای بر بام
پاکی آوردی ای امید سپید
همه آلودگی است این ایام
راه شومی است می زند مطرب
تلخ واری است می چکد در جام
اشک واری است می کشد لبخند
ننگ واری است می تراشد نام
شنبه چون جمعه، پار چون پیرار
نقش همرنگ می زند رسام
مرغ شادی به دامگاه آمد
به زمانی که بر گسیخته دام
ره به هموار جای دشت افتاد
ای دریغا که بر نیاید گام
تشنه آنجا به خاک مرگ نشست
کاتش از آب می کند پیغام
کام ما حاصل آن زمان آمد
که طمع بر گرفته ایم از کام
خام سوزیم الغرض، بدرود!
تو فرود آی برف تازه، سلام!
«احمد شاملو»
دوست من، پنجرهُ روح توست.
من در آن می خوانم
غمت را،
سر زندگی ات را،
دلتنگی ات را،
اشتیاقت به عشق را،
وفاداری ات را،
ترست را،
امیدت را،
شوق زندگی ات را،
چشمان تو
دوست من،
پنجرهُ روح توست.
در نگاهت،
تو را می یابم.
سروده:«مارگوت بیگل»
***
بیاویزد آن کس به غدرخدای که بگریزد از عهد روز غدیر
چه گویی به محشر اگر پرسدت از آن عهد محکم شبر و شبیر
ناصر خسرو
***
عید همگی مبارک،
شاد باشید.
سرعت لحظه ها را بیشتر حس می کنم.
چه هیجانی!