تاریخ مشتمل است بر یک سلسله شیادی که توده های مردم را ابتدا به دام می کشاند و با وعده ناکجا آبادبه عصیا ن وادارشان می کنند و پس از آن که توده ها وظیفه خویش را انجام دادند، از نو باز بنده اربابان جدید می شوند...
مزرعه حیوانات - جرج اورول
پ.ن: چه خوب که پاییز از راه رسیده، عریان تر از هر سال...
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 0:17 توسط رضا ظریفی
|
چند روزی است که حسابی زده به سرم از همه مان چیزکی بپرسم،
ما که "لالایی" بلدیم، چرا خوابمان نمی برد؟
مفهوم است؟
پ.ن: قصبه ای پیدا کرده ام به نام "دلقند".
شما هم قند در دلتان آب شد برای دیدنش؟
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 1:53 توسط رضا ظریفی
|
"سر و صدا یک حسن دارد. کلمه ها در سر و صدا شنیده نمی شوند."*
و بعضی از ما چقدر هوچیگریم!
* بار هستی - «میلان کوندرا»
پ.ن: می شود کمی ساکت باشیم؟
+
نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 3:51 توسط رضا ظریفی
|