تبليغاتX
دست نویس - فروردین
بوی پیرهنت چون برف بهاری، تمام اتاق را سپید کرده بود

عقربه ها

مثل دو تیغه الماس

بر مچ دستم برق می زدند

و زمین به قطره اشک درشت و معلقی می مانست

ماجرای مرا پایانی نبود

اگر عطر تو از صندلی بر نمی خاست

دستم را نمی گرفت و

به خیابانم نمی برد.

"شمس لنگرودی"

پ.ن۱: این را در اولین برگ تقویم سال بعدی نوشته که متولد ماه بهمن برایم سوغات آورده بود.

پ.ن۲: تو را در رویا دیدن هم عالمی دارد. مهربان تر از واقعیت...

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 23:40 توسط رضا ظریفی |