تبليغاتX
دست نویس - رشک نوبهار

من مانده ام ز پا

ولی آن دورها هنوز

نوری ست

شعله ای ست

خورشید روشنی ست

که می خواندم مدام

اینجا درون سینه من زخم کهن ای ست

که می کاهدم مدام

"حمید مصدق"

 

پ.ن: پاداش سکوتم، گرانبها تر از هر  آن چیزی است که فکر می کردم.

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:27 توسط رضا ظریفی |