در دستهای مرتعشش
باری عصای حضرت موساست
میگفت
اگر رها کنمش اژدها شود
ماران و موریها
این ساحران
رانده وامانده را
فرو میبلعد
میگفت
و زهیبت قلم
فرعون اگر به تخت نلرزد
دیگر جهان ما به چه لرزد؟
برکرسی قضا و قدر
قاضی
بنشسته با شکوه خدایان تندخو
تمثیل روزگار قیامت
انگشت اتهام گرفته به سوی او
برخیز!
از اتهام خود اینک دفاع کن!
این آخرین دفاع
پیش از دفاع زندگیت را وداع کن
میگفت
امان دهید
تا آخرین سپیده
آخرین طلوع زندگیم را
نظارهگر شوم...
"حمید مصدق"
پ.ن: فکر ناجور سیاسی نکنید. متشکرم.