تبليغاتX
دست نویس - آشنا
همیشه دوست داشتی که خودی نشان بدهی،

هر طور که شد.

اما...

.تو را به خاطراتی می سپارم که شاید هر آن

یکی باشم از آنها.

مرگ، ای تلخ و شیرین زندگی،

گاهی چه آسان فراموش می شوی!

نوشتن این پست اصلآ دلیلی بر نا امیدی نیست. حقیقتی است که الآن کنارم نشسته و به صفحه مانیتور خیره شده.

 باید دوستش داشته باشیم، نه؟

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 21:45 توسط رضا ظریفی |